روز شماری
سلام عزیز دل مامانی د و ست دارم تا بینهایت خیلی وقته نیومدم به وبلاگت ، نه اینکه وقت نداشتم ولی می خواستم دست پر بیام . نفسم ماه قبل که نیومدی پیشمون ، وقتی من و بابایی رفتیم زیارت امام رضا ازش طلب کردیم پیش خدا واسطه بشه بیای پیشمون ، حالا این ماه داریم لحظه شماری می کنیم و شمارش معکوس رو شروع کردیم تا بدونیم خدا مارو قابل دونسته که امانتش رو به ما بده. عزیزم بدون مامان و بابا شب روز به یادت هستن و بهت فکر می کنن و دعا می کنن سالم و سلامت بیای تو آغوشمون، جیگرکم از مشهد چندتا سوغات خوشمل هم برات آوردیم که نگی به یادت نبودیم راستی خاله مریم هم از دبی زحمت کشید و برات شامپو آورده که حسابی دستش درد نکنه.(مرسی خاله...





